بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
254
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
آسمان و زمين مانند انگشتان من بهم بافته شدهاند . حسين بن خالد گويد كه بعد از آنكه حضرت تشبيك اصابع خود كرد گفتم « كيف يكون محبوكة الى الارض و اللَّه يقول : رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها « 1 » فقال سبحان اللَّه أ ليس يقول بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ؟ فقلت بلى فقال فثم عمد و لكن لا ترونها » پوشيده نماند كه در اكثر نسخ تفسير على بن ابراهيم رفع السماء بافراد لفظ سماست و در سورهء مباركهء رعد رفع السماوات به غير عمد بلفظ جمع آمده و در تفسير عياشى بلفظ جمع ايراد كرده و ازين حديث مستفاد مىشود كه فوق هر آسمانى زمينى و بالاى هر زمينى آسمانيست تتمهء اين حديث در سورهء طلاق سمت گزارش خواهد يافت و جواب اين قسم اينست كه إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ بدرستى كه شما اى اهل مكه هر آينه در قول مختلفيد در شأن پيغمبر قرشى صلوات اللَّه عليه و آله گاهى او را شاعر و گاهى ساحر و گاهى مجنون گوئيد و همچنين مختلف القوليد در شأن قرآن مجيد گاهى گوييد كه قرآن سحر و كهانتست و گاهى گوئيد كه اساطير اولين است على بن ابراهيم روايت كرده كه « قوله : إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ فى على يعنى اختلفت هذا الامة فى ولايته فمن استقام على ولاية على عليه السلم دخل الجنة و من خالف ولاية على عليه السلام دخل النار » پوشيده نماند كه اختلاف كفار در شأن پيغمبر و قرآن بر همگان ظاهر و هويدا بود و اصلا درين اختلاف انكار نميكردند تا آنكه آن را مؤكد به قسم بايست كرد پس حمل آيه بر اختلاف واقع در حق پيغمبر و قرآن ضعيف است اولى و اخرى اينست كه حمل كنند اين اختلاف را بر اختلافى كه منافقين زمان حضرت در شأن امير المؤمنين ميكردند و آن را در ضمائر و بواطن خود مخفى ميداشتند لهذا حق تعالى آن را مؤكد به قسم گردانيد مؤيد اين ، حديث على بن ابراهيم است يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ اى من افك عن ولايته افك عن الجنة چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده . بنا برين معنى آيه چنين است كه بر گردانيده مىشود از بهشت كسى كه برگشته از قبول ولايت امير المؤمنين عليه السلم
--> ( 1 ) - س 13 : رعد ، ى 2 : رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها .